سیاست مقام معظم رهبری در نامگذاری سال ۱۴۰۰ به تولید، پشتیبانی ها و مانع زدایی ها و پس از آن بلافاصله برشمردن خصوصیات رئیس جمهور آینده ایران نشان دهنده تحولات مثبت اقتصادی برای ایران در سال پایانی قرن چهاردهم است

صادق خانی علی اکبری

چهره ماندگار سه دهه اقتصاد مقاومتی با انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام و مولف کتاب رئیس جمهور نظامی در گفتگو با سایت خبری – تحلیلی شعار سال در مورد نامگذاری سال ۱۴۰۰ به سال “تولید، پشتیبانی ها و مانع زدایی ها” عنوان کرد:

یکی از نکاتی که معمولا در روزهای پایان هر سال ذهن جامعه را به خود معطوف می دارد این است که سال جدید توسط مقام معظم رهبری با چه شعاری نامگذاری می گردد.

مولف کتاب رئیس جمهور نظامی گفت: در روزهای پایانی سال ۱۳۹۹ ذهن بسیاری از تحلیلگران درگیر شعار سال ۱۴۰۰ بود و نظر به اینکه در مضامین نامگذاری های دهه ۸۰ سیاست برجسته بود و دهه ۹۰ نیز عناوین اقتصادی برای هرسال انتخاب می شد، عمدتا حدس می زدند که شعار امسال یک شعار فرهنگی یا اخلاقی باشد، اما از آنجاکه نگاه مقام معظم رهبری به مجموعه مسائلی است که کشور با آن درگیر است، سال ۱۴۰۰ به نام “تولید، پشتیبانی ها، مانع زدایی ها ” نامگذاری گردید.

صادق خانی علی اکبری چهره ماندگار سه دهه اقتصاد مقاومتی با انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه مقام معظم رهبری همواره نسبت به شناسایی و تمرکز بر فعالیت ها و زنجیره های اقتصادی مزیت دار کشور، زنده کردن تولید داخلی، پرهیز از واردات، دانش بنیان شدن بخش های مهم و حساس اقتصادی، احیای بخش های اقتصادی که قبلا در آن سرمایه گذاری،  ارتقاء بهره وری در کشور و توجه به صنایع متوسط و کوچک تاکید داشته اند، ادامه داد: نامگذاری سال ۱۴۰۰ به سال”تولید، پشتیبانی ها و رفع موانع” فارغ از اینکه به هوشمندی رهبری و اشراف کامل معظم له به فرصت ها و تهدیدهای اقتصاد کشور دلالت دارد، خبر از این واقعیت می دهد که اقتصاد مساله اصلی کشور است و یکی از الزامات رسیدن ایران به جایگاه مناسب اقتصادی و تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی است.

خانی علی اکبری افزود: با نامگذاری امسال باید کلیه بخش های کشور اعم از حوزه داخلی، خارجی، تصمیم گیری، تصمیم سازی، سرمایه گذاری و الگوی مصرف سیاست های اقتصاد مقاومتی را عملا سرلوحه اقدامات خود قرار دهند.

این چهره ماندگار اقتصاد مقاومتی با برشمردن برخی مشکلات شبه ساختاری که به تعبیر ایشان گریبانگیر اقتصاد کشور است، عنوان کرد:  به نظر اینجانب مشکلات ذیل گریبانگیر اقتصاد ایرانند که با برقراری ارتباط کشور با دنیا و اجرای نسخه اقتصاد مقاومتی می توان نسبت به رفع آنها اقدام و در نهایت به رشد و توسعه تولید و موفقیت اقتصادی دست یافت:

١- فقدان اقتدار در جهت اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی

۲- نبودن فضای امید و اعتماد که از یکسو موجب خلل در سرمایه گذاری و از سوی دیگر حکایت از فقدان فرهنگ کار در کشور دارد

۳-  فقدان تدبیر ویژه جهت حل مشکل ساختاری بیکاری در کشور

۴-  مشکل معیشت که به عنوان یک معضل جدی گریبانگیر مردم است

۴ – عدم حاکمیت قانون و روان نبودن تسهیلات به مردم

۵ – روزمرگی در روابط حاکم بر بانکها و عدم توجه به فرصت هایی همچون گردشگری، استارتاپها و هوشمندسازی دولت و تجارت و چالشهایی همچون آب، محیط زیست

صادق خانی علی اکبری مولف کتاب رئیس جمهور نظامی در خاتمه عنوان کرد:

سیاست مقام معظم رهبری در نامگذاری سال ۱۴۰۰ به تولید، پشتیبانی ها و مانع زدایی ها و پس از آن بلافاصله برشمردن خصوصیات رئیس جمهور آینده ایران نشاندهنده تحولات مثبت اقتصادی برای ایران در سال پایانی قرن چهاردهم است.

امیدوارم با این دیدگاه مثبت و نگاه امیدوارانه، بهترین ها برای کشورم ایران رقم بخورد.

پیام نوروزی دکتر صادق خانی علی اکبری

نوروز فرارسیده و طبیعت جامۀ نو به تن کرده است. در دل سرسبزی طبیعت، حوادث تلخ و شیرین سال ۱۳۹۹ جلوه‌ای دیگرگون به بهار داده است.
در نخستین روزهای سالی که گذشت سوگوار ارتحال  عموی بزرگوارم شدم، سپس عمه مهربانم قربانی کرونا شد و در آخرین روزهای سال پسرعموی عزیزم را از دست دادم. از این دست من نیز همچون بسیاری از هموطنان در لحظات تحویل سال با آرزوی سالی سرشار از شادمانی و سلامت با نجوای 《یا مقلب القلوب و الابصار…》 یاد عزیزان را با سبزی طراوت بهار و سپیدی امیدهایمان گره زدم.

به زعم اینجانب آنچه که می تواند جلوه ای متفاوت به بهار امسال بدهد نحوه رویکرد ملت ایران در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری است؛ زندگی عرصۀ گزینش‌ها و انتخاب‌های گوناگونی است که هر کدام از آن‌ها به نوعی در سرنوشت ما مؤثّر می‌افتند. برخی از این انتخاب‌ها در زندگی فردی ما تأثیرگذارند؛ در حالی‌که دایرۀ تأثیرگذاری انتخابات ریاست جمهوری امسال بیش از حیطۀ فردی است و بی‌گمان می‌تواند سرنوشت ملت ایران را در مدّتی طولانی متحول نماید.
اینک که بنا به هر دلیلی کشور با شرایط خاص داخلی و خارجی مواجه است، بر ماست که با انتخاب‌ شایستۀ خود(که به نظر اینجانب انتخاب یک شخصیت مشخص نظامی در قامت ریاست جمهوری است) آینده‌ای بایسته برای خود و فرزندانمان رقم بزنیم.
اکنون در سرآغاز سال نو برای همۀ عزیزان سالی توأم با سلامت، سعادت و امید آرزومندم و استقرار حکمرانی شایسته در راس قوه مجریه را نیز با امیدی شیرین به خداوند می سپارم.

صادق خانی علی اکبری
نویسنده کتاب رئیس جمهور نظامی
تهران- یکم فروردین ۱۴۰۰

دفاع محکم امیر دریابان شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی از رئیس جمهور نظامی

مدیریت و شاخه­ های مختلف آن امروز جزء دانش­هایی است که در کشورهای پیشرفته جهان مانند ایالت متحده که مؤسسات مالی و اداری­ شان بیشتر از هر کشوری در دنیا است حرف اول را می­زند. با وجود این، در این کشورها نیز گاهی تجربه­ی کاری به دانش فنی می­چربد و کسانی که بتوانند تجربه­ی کاری را با دانش مدیریتی در این زمینه ترکیب کنند می­توانند موفقیت­های بسیاری به دست آورند. برای داشتن تجربه­ی کاری نیز نیازمند حضور و فعالیت در موقعیت­های مشابه­است.

سالهای گذشته به دنبال نابسامانی در زمینه­ی مدیریت بازار و گرانی­ها، بسیاری از منتقدین و روزنامه­نگاران مدیریت دولت و شخص رئیس جمهور را در بسیاری از مسائل زیر سؤال برده و مورد انتقاد قرار دادند. لذا به نظر می­رسد پست و مقام ریاست جمهوری از جمله­ مناصب انتخابی در کشور ما باشد که توان مدیریتی و دانش کاری بسیاری می­طبد و ناآشنایی با آن می­تواند بر دامنه­ی مشکلات بیفزاید و بحران­های جدیدی به وجود آورد. از این رو لازم است چنین پست و مقامی در دست کسی باشد که بتوانند با اتکا به دانش فنی در زمینه­ی مدیریتی از سویی و تجربه­ی کاری در دستگاه­هایی اجرایی و حضور در دولت از سوی دیگر بتواند این نقیصه­ها در زمینه­ی مدیریت دولت را جبران کند.

حال که کم کم فضای سیاسی و رسانه­ای کشور معطوف به انتخابات ۱۴۰۰ می­شود و بحث انتخاب رئیس جمهور  نظامی در کشور مطرح است، بسیاری موفقیت نظامی­ها در سایر عرصه­ها را نشانی از توان بالای مدیریتی آنان می­دانند و بر این نکته انگشت تأکید می­گذارند که تجربه و موفقیت آنان در سایر زمینه­ها می­تواند نابه­سامانی­های مدیریت دولت را جبران کند. اما همانگونه که رئیس شورای امنیت ملی اعلان نموده است طبیعتاً مدیریت موفق در بخش دفاعی به تنهایی نمی­تواند تضمین کننده توانایی افراد برای قرار گرفتن در پست ریاست جمهوری باشد.

تجربه­ی تاریخی در ایران و جهان به ما نشان می­دهد برای اینکه یک مدیر موفق در زمینه­ی نظامی بتواند در اداره­ی دولت نیز موفق عمل کند، باید چنین شخصی علاوه بر سابقه­ی موفق نظامی، با سازوکارهای اداری و دولتی آشنا بوده، به اختیارات نهاد دولت و پست رئیس جمهوری آگاهی کامل داشته و سابقه­ی فعالیت سیاسی و اداری در دولت یا سایر نهادهای اجرایی و اداری کشور را داشته­باشد. برای نمونه کسانی چون وینستون چرچیل یا هارولد مکمیلان در  انگلستان علاوه بر حضور در صحنه­ی جنگ جهانی اول و دوم به عنوان سرباز یا وزیر جنگ و تأمین، به دلیل تجربه­ی سالها نمایندگی در پارلمان بریتانیا توانستند در بزنگاه­های تاریخی در مقام نخست وزیری موفق عمل کرده و مورد تمجید بسیاری از هم­وطنان خویش قرار بگیرند. در تاریخ کشور ما نیز کسی چون رضا خان به دلیل چند سال در دست داشتن پست وزارت جنگ در کابینه­های مختلف و آشنایی با سازوکارهای دستگاه اجرایی، وقتی خود نخست وزیر شد توانست توان مدیریتی خویش در عرصه نظامی را با آشنایی­اش از سازوکارهای اجرایی در نهاد دولت ترکیب کرده و در ایجاد ثبات، امنیت، رشد اقتصادی و.. موفق عمل نماید.

سخن نهایی و نتیجه پایانی با توجه به مطالب مذکور که در بالا آمد اینکه در مورد نظامیانی که قصد دارند از سوی مردم برای مقام ریاست جمهوری انتخاب شوند، باید کارنامه­ی اجرایی و مدیریت موفق آنان مورد ارزیابی قرار بگیرد و سابقه حضور در دولت و آشنایی با دستگاه اجرایی بررسی شود. چنین امری نیازمند آن است که چنین فردی، پیش از آنکه برنده انتخابات شود و لقب «نخستین رئیس جمهور نظامی» را به یدک کشد، برنامه­های خویش در زمینه­ی کشورداری و دولت­داری را برای مردم روشن نماید، تیم و همکاران خویش در کابینه و نهاد ریاست جمهوری را معرفی کند تا مردم آشنایی و آگاهی کاملی در مورد آنان به دست آورند و وعده­های خویش برای حل مسائل و مشکلات مردم و کشور را در یک چارت و چارچوب مشخص ارائه نماید؛ یعنی هم زمانبندی مشخصی برای حل مسائل ارائه دهد و چگونگی حل آنها یا ابزارهای خویش در این زمینه را به روشنی بیان کند.

 امید است که یک نظامی که مدیری مقتدر، منضبط، ملی و فراجناحی باشد و سابقه سیاسی و اجرایی نیز در کارنامه داشته باشد بتواند از طریق انتخابات و از سوی مردم به ریاست جمهوری رسد و با ایجاد نوعی هارمونی و هماهنگی در تمامی بخش­های اجرایی مرتبط به قوه­ی مجربه و دولت، گره از مشکلات این روزهای مردم و کشور بردارد.

نظامی هراسی گزاره ای ابطال پذیر

به موازات نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰، بحث های مرتبط با کاندیداهای مطرح و طیف های سیاسی مرتبط با آنها نیز رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد. رئیس جمهور نظامی نیز از گزاره هایی است که در چند ماه اخیر مطرح شده است. جالب آنکه، این گزینه از سوی دو طیف مطرح سیاسی مورد هجمه قرار گرفته است. بخصوص طیفی از اصلاح طلبان با پررنگ نمودن تفکر «نظامی هراسی» و ارجاع دادن آن به عدم موفقیت نظامیان در کشورهای همسایه، بدون تحقیق در مورد نمونه های موفق سعی بر نوعی ایجاد هراس عمومی از کاندیداهای نظامی میکنند. سوال این است بر چه اساسی میتوان شرایط ایران را با شرایط کشورهای منطقه یکسان دانست؟ و چگونه میتوان انتخاب یک فرد بر اساس رای مردم را با به قدرت رسیدن یک نظامی با کودتا در یک ظرف مشترک، جهت مقایسه قرار داد.؟ به راستی اگر بنا بر مقایسه باشد بهتر آن است، سراغ نمونه های موفق که با انتخاب مردم به قدرت رسیده اند رفت و سپس اینگونه در مورد امری که متحقق نشده است قضاوت نمود.

حضور نظامیان در قدرت در کشورهای اطراف ما چون سوریه، عراق یا پاکستان اگر موفقیت آمیز نبوده است، بدون شک دلایل بیشمار ساختاری مرتبط با آن کشور دارد که به هیچ روی قابل قیاس با جامعه ی ایران نیستند. به عنوان مثال ساختار متنوع قومی، قبیله ای و دینی موجود در عراق، باعث گردیده است حضور نظامیان در کسوت قدرت در این کشوراغلب با کودتا و بهره برداری از این گسست های قومی و مذهبی باشد. همین شرایط نیز در مورد سوریه قابل ذکر است.آنچنان که درهردو کشور باعث گسترش حضورنیروهای بنیاد گرایی چون داعش گردید.

جامعه ی ایران، نه در زمان کنونی که در طول تاریخ خود، همیشه معروف به همزیستی اقوام زیر چتر ایران فرهنگی بوده اند. و داده های تاریخی به خوبی اثبات کرده است که تنوع قومی و مذهبی ایرانیان، نه تنها که باعث جدایی آنها از همدیگر نبوده است که همیشه این تنوع حلقه ی وصل آنها در بستر یک جغرافیای واحد به نام ایران بوده است. و برای حفظ یکپارچی سرزمینی این اقوام حاضر در این کاشی چند رنگ، به گاه لازم جانفشانی ها نموده اند. نمونه ی حضور افراد از اقوام و مذهب های گوناگون در جنگ تحمیلی گواه نزدیک و روشنی بر این امر است.

آنچنان که تاریخ ایران باز به خوبی اثبات کننده ی این امر است، که حضور نظامیان در قدرت همیشه در شرایط حساس و صرفاً برای حفظ این یکپارچگی بوده است.افرادی مانند نادرشاه افشار و آقا محمد خان قاجار را میتوان مثالی برای این امر دانست.چنان که با تورق این تاریخ پر رویداد، شاهد هیچ کودتای داخلی از سوی نظامیان ایرانی در تاریخ معاصر نیستیم و اگر کودتایی با ابزار قرار دادن نظامیان انجام شده است، اغلب طراحی از سوی قدرت خارجی و همراهی سیاسون غیر نظامی بوده است. لذا میتوان ذکر کرد که دلایل نظامی هراسی مطرح از سوی جناحی معلوم الحال، که همیشه سعی در فشار بر مردم با گزینه ترس دارند، مبتنی بر داده های واقعی تاریخی نیست و قابل اعتبار و استناد نمی باشد. و بهتر آن است به گزاره رئیس جمهور نظامی نیز به مانند دیگر کاندیداها، اجازه حضور و رقابت در بستر سالمی را داد. و در نهایت انتخاب را به مردم واگذار نمود که بدون شک نیاز به قیم فکری ندارند.

دکتر سمیه عباسی

دانش آموخته دکتری تاریخ از دانشگاه تربیت مدرس