نظامی هراسی گزاره ای ابطال پذیر

به موازات نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰، بحث های مرتبط با کاندیداهای مطرح و طیف های سیاسی مرتبط با آنها نیز رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد. رئیس جمهور نظامی نیز از گزاره هایی است که در چند ماه اخیر مطرح شده است. جالب آنکه، این گزینه از سوی دو طیف مطرح سیاسی مورد هجمه قرار گرفته است. بخصوص طیفی از اصلاح طلبان با پررنگ نمودن تفکر «نظامی هراسی» و ارجاع دادن آن به عدم موفقیت نظامیان در کشورهای همسایه، بدون تحقیق در مورد نمونه های موفق سعی بر نوعی ایجاد هراس عمومی از کاندیداهای نظامی میکنند. سوال این است بر چه اساسی میتوان شرایط ایران را با شرایط کشورهای منطقه یکسان دانست؟ و چگونه میتوان انتخاب یک فرد بر اساس رای مردم را با به قدرت رسیدن یک نظامی با کودتا در یک ظرف مشترک، جهت مقایسه قرار داد.؟ به راستی اگر بنا بر مقایسه باشد بهتر آن است، سراغ نمونه های موفق که با انتخاب مردم به قدرت رسیده اند رفت و سپس اینگونه در مورد امری که متحقق نشده است قضاوت نمود.

حضور نظامیان در قدرت در کشورهای اطراف ما چون سوریه، عراق یا پاکستان اگر موفقیت آمیز نبوده است، بدون شک دلایل بیشمار ساختاری مرتبط با آن کشور دارد که به هیچ روی قابل قیاس با جامعه ی ایران نیستند. به عنوان مثال ساختار متنوع قومی، قبیله ای و دینی موجود در عراق، باعث گردیده است حضور نظامیان در کسوت قدرت در این کشوراغلب با کودتا و بهره برداری از این گسست های قومی و مذهبی باشد. همین شرایط نیز در مورد سوریه قابل ذکر است.آنچنان که درهردو کشور باعث گسترش حضورنیروهای بنیاد گرایی چون داعش گردید.

جامعه ی ایران، نه در زمان کنونی که در طول تاریخ خود، همیشه معروف به همزیستی اقوام زیر چتر ایران فرهنگی بوده اند. و داده های تاریخی به خوبی اثبات کرده است که تنوع قومی و مذهبی ایرانیان، نه تنها که باعث جدایی آنها از همدیگر نبوده است که همیشه این تنوع حلقه ی وصل آنها در بستر یک جغرافیای واحد به نام ایران بوده است. و برای حفظ یکپارچی سرزمینی این اقوام حاضر در این کاشی چند رنگ، به گاه لازم جانفشانی ها نموده اند. نمونه ی حضور افراد از اقوام و مذهب های گوناگون در جنگ تحمیلی گواه نزدیک و روشنی بر این امر است.

آنچنان که تاریخ ایران باز به خوبی اثبات کننده ی این امر است، که حضور نظامیان در قدرت همیشه در شرایط حساس و صرفاً برای حفظ این یکپارچگی بوده است.افرادی مانند نادرشاه افشار و آقا محمد خان قاجار را میتوان مثالی برای این امر دانست.چنان که با تورق این تاریخ پر رویداد، شاهد هیچ کودتای داخلی از سوی نظامیان ایرانی در تاریخ معاصر نیستیم و اگر کودتایی با ابزار قرار دادن نظامیان انجام شده است، اغلب طراحی از سوی قدرت خارجی و همراهی سیاسون غیر نظامی بوده است. لذا میتوان ذکر کرد که دلایل نظامی هراسی مطرح از سوی جناحی معلوم الحال، که همیشه سعی در فشار بر مردم با گزینه ترس دارند، مبتنی بر داده های واقعی تاریخی نیست و قابل اعتبار و استناد نمی باشد. و بهتر آن است به گزاره رئیس جمهور نظامی نیز به مانند دیگر کاندیداها، اجازه حضور و رقابت در بستر سالمی را داد. و در نهایت انتخاب را به مردم واگذار نمود که بدون شک نیاز به قیم فکری ندارند.

دکتر سمیه عباسی

دانش آموخته دکتری تاریخ از دانشگاه تربیت مدرس

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *